خبرهای فارسی

اخبار موسیقی، اخبار آی تی، اخبار ورزشی، اخبار استخدام

خبرهای فارسی

اخبار موسیقی، اخبار آی تی، اخبار ورزشی، اخبار استخدام

در آخرین روز زندگیت چکار میکنی؟؟؟

گاهی اوقات در زندگی اتفاقاتی می افتد که در عین سادگی تأثیر بسیار عمیقی روی ما می گذارد . روزی با دوستی مشغول بگو بخند بودیم و نزدیک زمان امتحانات و از نداشتن وقت گله می کردیم و بر همه فرصت هایی که برای درس خواندن از دست داده بودیم حسرت می خوردیم و قول و قرار می گذاشتیم که ترم بعد چنین می کنیم و چنان می کنیم .

 و با وعده اینکه ترم بعد جبران می کنیم خودمان را از همه سهل انگاری هایی که کرده بودیم مبرا کردیم و باز خنده و شوخی، دوستم گفت: «خدا رو شکر که ترم یعدی هم هست و ترم آخر نیستیم  وإلّا به  کدام امید می خواستیم زنده بمانیم ...».

بعد به فکر فرو رفت و گفت واقعا اگر ترم بعدی نبود چه؟ اگر به ترم بعد نرسیدیم و مُردیم چه ؟ اگر امروز آخرین روز زندگیمان باشد چه؟ اگر خوابیدیم و بیدار نشدیم چه؟ و در آخر هم پرسید واقعا اگر یک روز از زندگیت باقی مانده باشد چه کار میکنی ؟

این سۆال چون سوزن در مغز من فرو رفت که وای یک روز خیلی کم است من خیلی کار دارم ، من دل های بسیاری را شکسته ام که نیاز به دلجویی دارد، من غیبت ها کرده ام، تهمت ها زده ام، من محبت های زیادی در دلم دارم و هرگز بروز نداده ام، مدت هاست می خواستم به پدرم بگویم که چقدر دوستش دارم و می خواهم دستش را ببوسم، من مدت هاست شاخه ای گل برای مادرم نخریده ام ، من دلم نمی خواهد بمیرم ... واقعا یک روز فرصت کم نیست؟ این بی انصافی است این همه سال هدر دادن را من چطور در یک روز جبران کنم؟

سرم درد گرفت چرا باید این سۆال را از من می پرسید؟ ولی لحظه ای با خودم فکر کردم این دوست ما یک فرضی را مطرح کرد که در هر صورت روزی اتفاق می افتد، اما من چرا اینقدر به هم ریختم ؟ حضرت عزرائیل که همان یک روز قبل از اینکه به سراغ ما بیاید هم خبر نمی کند وقتی آمد باید برویم اما و اگر هم ندارد ....

تصورش را بکنید در این لحظه ای که من و شما داریم این متن را می خوانیم  در گوشه گوشه این جهان چندین نفر دارند جان می دهند آن ها دیگر فرصت ندارند که حتی فکرش را بکنند که ثانیه ای دیگر چه خواهند کرد.

ترس از مرگ و وحشت از آن در وجود اکثر آدم ها هست ، اما واقعا چرا ما به فکرش نیستیم یا به قول امام علی علیه السلام « چرا غافلیم از کسی که لحظه ای از ما غافل نیست؟»

دوستی بود که همیشه  می ترسید لباسی نشسته داشته باشد یا بدنش کثیف باشد با دقتی وسواس گونه به نظافت خودش و محیط اطرافش اهمیت می داد وقتی از او می پرسیدیم که دلیل این همه دقت چیست ؟ می گفت: «شما تصور کنید همین الان حضرت عزرائیل بیاید و دست ما را بگیرد و ببرد ، آن وقت اگر من کثیف و نامرتب باشم آیا کسی که در غسالخانه مرا خواهد شست نمی گوید عجب آدم چرکی بود؟ یا خانواده و دوستان من در حال عزا بخواهند لباس ها و وسایل مرا جمع کنند آیا درست است که بگویند مرحوم فلانی عجب شلخته ای بود و .... ».

دوست ما می خندید و  با لحن طنز گونه ای حقیقتی را می گفت که قرآن کریم و روایات ما بارها و بارها ما را نسبت به آن هشدار داده اند.

حالا شما بگویید اگر فقط یک روز دیگر از زندگیتان مانده باشد و فقط 24 ساعت فرصت داشته باشید و بعد از آن باید به سفر بی بازگشت آخرت بروید چه کارهایی برایتان در اولویت است که می خواهید انجام دهید؟

حرفهای خود را در قسمت نظرات ارائه دهید.

من الان دارم توی این پست ازدوستانم معذرت خواهی میکنم

من الان دارم توی این پست ازدوستانم معذرت خواهی میکنم چون به کامنت ها جواب نداده ام.من این کار را قبل تر یعنی اوایل که وبلاگ ساخته بودم زیاد تر انجام میدادم.چون آن موقع وبلاگم برایم خیلی مهم بود. و یک عالمه نظر برای خودم جمع میکردم و بعد جواب نمیدادم و معذرت میخواستم. الان هم عذر میخواهم نه برای اینکه وبلاگ و تعداد کامنت ها برایم مهم باشد برای اینکه دوستای وبلاگیم خیلی مهم هستند. میدانید من خسته هستم. چون اندیشه سیاسی ندارم. من اصلن هیچ چیز از سیاست سرم نمیشود. ولی مجبور هستم یک اندیشه سیاسی از خودم در بیاورم چون گوگل هم نتوانسته یک اندیشه سیاسی از خودش در بیاورد تا من را نجات دهد.شما میتوانید من را نجات دهید؟.که یکی دو نمره از حقوق اساسی برای خود در بیاورم؟. چون حقوق اساسی یک درس سختی است. و استاد حقوق اساسی هم بالاترین نمره را 16 فرض کرده است.

باز شدن گره استخدام دولتی در سال 94

قابل توجه به تعویق افتاده ها در استخدام دولتی

باز شدن گره استخدام دولتی در سال 94

معاون رئیس جمهور ضمن اعلام تعیین تکلیف وضعیت‌ استخدام‌های جدید در دولت، از افزایش 14 درصدی حقوق کارمندان در سال 94 خبر داد و گفت: مبلغ یارانه نقدی در سال آینده افزایش نمی‌یابد.

 محمد باقر نوبخت امروز در نشست خبری به تشریح ابعاد لایحه بودجه سال 94 کل کشور پرداخت و گفت: با توجه به اینکه سال 94 سال پایانی برنامه پنجم توسعه است، بنابراین در لایحه بودجه 94 اهداف این قانون پیگیری می شود.

وی با بیان اینکه این اهداف عبارتند از رشد سرمایه گذاری، اقتصادی، مهار تورم و افزایش اشتغال است، افزود: بودجه کل کشور بالغ بر 838 هزار میلیارد تومان است که نسبت به سال 93 از رشد 4.3 درصدی برخوردار است.

معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور ادامه داد: بودجه کل کشور در ساختار خود به دو بودجه عمومی و شرکت‌های دولتی، بانک‌ها و موسسات انتفاعی وابسته به دولت تفکیک می‌شود. بودجه عمومی در سال 94 بالغ بر 267 هزار میلیارد تومان است که نسبت به سال 93 از رشد 13.8 درصدی برخوردار است و بودجه شرکت‌های دولتی بالغ حدود 596 هزار میلیارد تومان است که حدود یک دهم درصد کاهش یافته است.

نوبخت افزود: منابع بودجه عمومی از دو محل منابع عمومی و درآمدهای اختصاصی تشکیل می‌شود که بودجه عمومی 224 هزار میلیارد تومان و یکی از منابع عمومی، درآمدهای مالیاتی است که سال آینده رقم آن 119 هزار میلیارد تومان با رشد 19.1 درصدی نسبت به سال‌جاری است.

نوبخت در ادامه با بیان اینکه سال 94، سال عادی نیست و سال سختی است، گفت: با توجه به کاهش درآمدهای نفتی نسبت به سنوات گذشته، درآمدهای 110 میلیارد دلاری که در سال‌های گذشته به دست می‌آمد، نصیب دولت تدبیر و امید نشد.

افزایش 14 درصدی حقوق کارمندان در سال 94

وی گفت: در بخش هزینه‌کرد و اعتبارات هزینه‌ای، یکی از اولویت‌های دولت، پرداخت حقوق دستمزد کارکنان است که با توجه به روند کاهنده نرخ تورم و پیش‌بینی متوسط این نرخ در سال 94 در حدود 14 درصد، میزان افزایش حقوق و مزایای کارکنان دولت در سال آینده 14 درصد خواهد بود.

خبر خوش نوبخت برای استخدام دولتی

معاون برنامه‌ریزی و وزارت راهبردی رئیس‌جمهور گفت: عده‌ای از افراد مراحل استخدامی را انجام داده‌اند اما با توجه به اینکه منابع مالی برای استخدام آنها دیده نشده بود، استخدام‌ها به تعویق افتاد اما در سال 94، تمامی افرادی که مراحل قانونی را سپری کرده‌اند، استخدام خواهند شد.

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: در بودجه سال 94 مبلغ 855 میلیارد تومان برای افزایش سهم صندوق نوآوری به منظور پیشاده‌سازی اقتصاد مقاومتی پیش‌بینی شده است، همچنین در سال 94 به طرح‌هایی با پیشرفت بالای 80 درصد، منابع تعلق خواهد گرفت که شامل 210 طرح و 470 پروژه خواهد بود.

رفع تحریم‌ها را قریب الوقوع می‌دانیم

نوبخت با بیان اینکه رفع تحریم‌ها را قریب الوقوع می‌دانیم و البته برای هر شرایط بدبینانه دیگری هم آمادگی داریم، گفت: توسعه مسکن با رویکرد نوسازی و بازسازی بافت‌های فرسوده در بودجه سال آینده دیده شده است و یک میلیون و 800 هزار میلیارد به آن اختصاص می‌یابد.

وی اضافه کرد: همچنین در سال آینده برای زوج‌های جوان در بخش وام 50 میلیونی مسکن مبلغی بالغ بر1300 میلیارد تومان به عنوان مابه‌التفاوت پرداخت سود، تامین اعتبار خواهد شد.

یارانه نقدی در سال 94 افزایش نمی‌یابد

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از مهر،معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهور همچنین از عدم تغییر مبلغ یارانه نقدی در سال 94 سخن گفت و اظهارداشت: یارانه نقدی 45 هزار و 500 تومانی به ازای هر ایرانی در سال آینده تغییری نخواهد کرد.

خواننده های پاپ با لب‌خوانی مردم را فریب می‌دهند

آهنگساز پیشکسوت موسیقی ایران شرایط فعلی موسیقی پاپ ایران را فاجعه آمیز توصیف کرد و برخی معضلات این عرصه را برشمرد. فریدون خشنود با بیان اینکه انتشار آلبوم «غزل عاشورا ۲» به محرم و صفر سال آینده موکول شده است، توضیح داد: بعد از انتشار آلبوم «غزل عاشورا» که محرم و صفر سال گذشته به آهنگسازی و تنظیم من و خوانندگی محمد حشمتی منتشر شد مخاطبان استقبال خوبی از این اثر نشان دادند و به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم محرم و صفر امسال نسبت به انتشار آلبوم «غزل عاشورا ۲» اقدام کنیم. وی با اشاره به اینکه خواننده آلبوم ... ادامه مطلب»

اجل خوشرو

 پیرمرد زیر بارش برف عصا زنون یواش یواش سر به پائین سرفه کنون می رفت به طرف خونه اش خونه که چه عرض کنم یه اطاق تاریک با در و دیوار سیاه و دوده گرفته در یه حیاط قدیمی تو محله امامزاده یحیی  بازنشته راه آهن بود تقریبا" سی سال در یه تقاطع جاده و راه آهن نزدیک ایستگاه ورامین داخل اطاق نگهبانی زندگی کرده بود سی سال تموم از اون اطاق نگهبانی هیچ کجا نرفته بود کارش این بود که قبل از رسیدن قطار به تقاطع مانع رو پائین بیاره و بعد از اینکه قطار رد شد دوباره مانع رو ببره بالا یکسال قبل از اینکه در راه آهن استخدام بشه زن و بچه اش در اثر ابتلا به آبله از دنیا رفته بودن  ده سال قبل بود که بعد از سی سال خدمت یکروز از طرف اداره اومدن و یه نامه بهش دادن به نامه رسون گفت این چیه؟ نامه رسون گفت حکم بازنشستگیته  گفت خوب یعنی چی؟ نامه رسون جواب داد یعنی که خدمتت تموم شده باید بری دنبال زندگیت  اینو گفت و رفت و پیرمرد رو نامه بدست در حالی که زل زده بود به جاده ایی که نامه رسون توش با موتورش داشت می رفت تنها گذاشت  یکی دو ساعت بعد یه جوونی با زن و بچه اش با نامه ایی تو دستش اومد و به پیرمرد گفت اداره بهش حکم داده که بیاد اونجا و اطاق نگهبانی رو ازش تحویل بگیره و اون باید وسائلشو جمع کنه و از اونجا بره  پیرمرد حرفی نزد هیچی نگفت فقط به جوون و زن بچه اش نگاه کرد  جوون که دید اون حال طبیعی نداره خودش شروع کرد به جمع کردن وسائل پیرمرد  بنده خدا قبل از اینکه به استخدام راه آهن در بیاد سلمونی سیار بود و کیف رنگ و رو رفته اش با وسائل سلمونی توش رو تا اون موقع یادگاری نگه داشته بود بغیر از اون کیف یه زیلوی رنگ و رو رفته  یه کتری روحی سیاه  دوتا پتو و یه بالش مندرس  چند تا تیکه ظرف روحی کج و کوله یه کوزه و یه فانوس کل دارایی پیرمرد رو تشکیل می دادن که جوونک همه رو بقچه کرد و داد زیر بغلش  پیر مرد چند قدمی از اطاق نگهبانی دور شد و رفت کنار همون جاده که سی سال نگهبانیش رو داده بود نشست  حیرون و سرگردون بود که کجا بره  عینک ته استکانیش غبار گرفته بود و اشک هم پر شده بود تو چشمهاش به اطاق نگهبانی نگاه کرد انگار همون بچه اش بود که که تو سال آبله مرد  چه بیرحمانه از اونجا بیرونش کرده بودن کم نبود سی سال از عمرش رو تو اون اطاق گذرونده بود اونطرفها کسی نبود که پیر مرد رو نشناسه  غذای پیر مرد رو معمولا"دهاتی هایی که همون اطراف زندگی می کردن براش می آوردن چند تا دوست و رفیق همسن و سال خودش هم از همون ها داشت که گاهی رخت و لباسی براش می آوردن تقریبا" زندگی براش هزینه مالی نداشت مدّتها بود که  حتّی حقوقش رو هم نگرفته بود از دور گرد و خاک یه وانت بار دیده شد که داشت به پیرمرد نزدیک می شد جلوی پیرمرد که رسید ایستاد  راننده اش از پیرمرد پرسید مشدی چه خبر پس چرا اینجا نشستی؟ پیرمرد جریان بازنشستگی و آوارگیش رو براش تعریف کرد راننده گفت ناراحت نباش فعلا" بیا بالا امشبو مهمون ما باش تا ببینیم فردا چی میشه و خدا چی می خواد  پیرمرد نگاهی بهش کرد و بدون اینکه تعارف کنه سوار شد  جوون راننده هم وسائلشو گذاشت پشت وانت و بردش خونه خودش  پیرمرد نخواست زیاد برای اونها مزاحمت ایجاد کنه به جوون میزبانش گفت که تو تهرون یه اطاقی چیزی براش پیدا کنه و بالاخره تو محله امامزاده یحیی یه اطاق براش پیدا شد و اثاثیه مختصرشو کشید و برد اونجا  مدّتی که اونجا بود با همسایه ها که هر کدوم اطاقی تو اون خونه کرایه کرده بودن دوست شد یکروز سری به بانکی که در زمان قبل از بازنشستگیش از اونجا حقوق می گرفت زد و کارمند بانک بهش گفت مشدی چرا این همه مدّت نیومدی حقوقتو بگیری؟ پیرمرد چیزی نگفت  کارمند بانک بهش گفت می خوای همش رو بهت بدم؟ پیرمرد هم گفت بده  بعد کارمند بانک یه کیسه پر پول بهش داد  پیرمرد پولها رو آورد خونه و همه رو همون موقع یکجا بخشید به یکی از همسایه ها که مدّتها بود برای خرج دوا و درمون بچه اش معطل مونده بود بعد از اونهم با همون حقوق ماهیونه بازنشستگیش سر می کرد تازه ازش بذل و بخشش هم می کرد به هر حال وارث که نداشت برای کی می خواست جمع کنه؟ کم کم پیر و پیرتر میشد و مریض احوالتر یکشب که رفته بود مجلس روضه موقع برگشتن حالش خیلی بد شد بزحمت خودشو به اطاقش رسوند و رفت زیر پتو  یکدفعه صدای در زدن اومد  یکنفر با صدای آرومی گفت مشدی مهمون نمی خوای ؟پیرمرد جواب داد مهمون حبیب خداست بفرما  صاحب صدا اومد داخل  جوانی خوش سیما و خوش پوش بود با ادب سلام کرد پیرمرد گفت علیکم السلام  شما؟جوان گفت مگه نگفتی مهمون حبیب خداست من هم فرستاده خدا هستم  پیرمردگفت البته بفرما بالا  جوان مهمان نشست و باهاش احوالپرسی کرد پیرمرد جواب داد که تمام بدنش درد می کنه مخصوصا" پاهاش جوان دستش رو گذاشت روی پای پیرمرد و گفت مشدی اینجا درد می کنه؟ پیرمرد گفت الان که شما دستتو گذاشتی روش دردش خوب شد  دوباره جوان دستشو بالاتر برد و پرسید اینجا چی اینجا هم درد می کنه؟پیرمرد گفت نه اونجا هم خوب شد جوان همینجور بمرور دستشو می آورد بالاتر و دردهای پیرمرد از بین می رفت... فردای اونشب صدای لااله الاالله از تو حیاطی که پیرمرد توش ساکن بود بلند شد و همسایه ها پیرمرد رو می بردن برای کفن و دفن./.