خبرهای فارسی

اخبار موسیقی، اخبار آی تی، اخبار ورزشی، اخبار استخدام

خبرهای فارسی

اخبار موسیقی، اخبار آی تی، اخبار ورزشی، اخبار استخدام

ربیع الاول**

امروز به عشاق حسین،زهرا دهد مزد عزا

 

یک عده را درمان دهد،یک عده بخشش در جزا

 

یک عده را مشهد برد،یک عده را دیدار حج

 

باشد که مزد ماشود،تعجیل در امر فرج

 

حلول ماه ربیع الاول مبارک

 

----------------------------------------------------------------------

 

سلام بچه ها....خودمم از دست خودم عصبانی ام ..ولی نمیشه کاریش کرد

 

ببخشید بخاطر تنبلیم

 

نتم خراب بود...سفر بودم...و درسای فوق العاده سختم که وقعا توش موندم...و یک مساله دیگه!

 

خب بگذریم ،تا جایی که بتونم کم کاریامو جبران میکنم...

 

شرمندتم باران جان...

 

راستی تولد عشقم آبان بود ولی جشن نگرفت بخاطر اینکه من نبودم...

 

از همین تریبون اعلام میکنم مهنازی..آبجی گل من..تولدت با خیلی تاخیر مبارک

 

ممنون که بخاطر من جشن نگرفتی...خیلی مخلصم...

 

دلم واسه وب تنگیده بود...همینطور بروبچ وب

 

دوستتوووووووووووون دارم

1

سکوت میکنم تا خدا سخن گوید
رها میکنم تا خدا هدایت کند
دست برمیدارم تا خدا دست بکار شود
به او می سپارم تا آرام شوم.

...................................

عاشقی با قلب من بیگانه شد
خنده از لب رفت و یک افسانه شد
حس و حالی بعد عشق آمد پدید
بعد آنشب زندگی غمخانه شد.

.....................................

ﮐـــــــــــــﺎﺵ
ﺩﻭ ﭘــﺎ ﺩﺍﺷﺘــَﻢ ...
ﺩﻭ ﭘﺎﮮ ﺩﯾﮕــﺮ !
ﯾﮏ ﭘــﺎ ﺑﺮﺍﮮ ﮔُﺬﺍﺷﺘـــﻦ ﺭﻭﮮ " ﺧﯿﻠﮯ ﭼﯿﺰﻫــﺎ " ,
ﻭ ﺩﯾﮕﺮﮮ
ﺑﺮﺍﮮ ﻓــــــــﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﻫﻤــﻪ ﭼﮯ ..

.....................................

 

 

الا یا اهل العالم،انا المهدی"

            

تصور میکنم
روزی را که تکیه میزنید به کعبه
و ندا سر میدهید
"الا یا اهل العالم،انا المهدی"
میخواهم از خودم بپرسم
در آن لحظه اگر زنده باشم و آنجا
چه میکنم؟؟؟؟؟؟
چه میگویم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با خودم فکر میکنم
شاید بگویم:
"یا لیتنی کنت ترابا"
ای کاش خاک بودم
از سر خجالت....

اللهم عجل لولیک الفرج

الا یا اهل العالم،انا المهدی"

            

تصور میکنم
روزی را که تکیه میزنید به کعبه
و ندا سر میدهید
"الا یا اهل العالم،انا المهدی"
میخواهم از خودم بپرسم
در آن لحظه اگر زنده باشم و آنجا
چه میکنم؟؟؟؟؟؟
چه میگویم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با خودم فکر میکنم
شاید بگویم:
"یا لیتنی کنت ترابا"
ای کاش خاک بودم
از سر خجالت....

اللهم عجل لولیک الفرج

پیش بابام و داداشم نشستم ، بشون میگم : پدر من ،برادر من اینقدر زن ذلیل نباشید (-: مثلا خود من . مردم مرددددد . زنم ازم حساب میبره . حرف حرف منه . مثلا صبر کنید تا نشونتون بدم ،زنگ زدم نفس
من : نفس امشب قرار بریم خونه عموت ؟؟؟؟
نفس : اوره آماده شدی ؟ 
من : نفس میدونی احساس میکنم عموت زیاد از من خوشش نمیاد ، همه رو ماچ میکنه غیر از منو ^_^ 
نفس : چرا دروغ میگی اون که همیشه باهات روبوسی میکنه0_o
من : نفس حس میکنم . از دستم ناراحته دیدی اون بار رفتیم خونشون هشت موز خوردم گفت: بچه کم موز بخور . هشتا موز که این حرفارو نداشت . 

نفس: خوب 0_o 
من : خو عزیز من چرا در مقابل فهمیدن مقاوت میکنی خو دوس ندارم بیام دی :^_^ نفس: کامران تو به من گفتی نفهم ؟؟؟ 
من : نه به خدا خواستم شوخی کنم 
نفس: کامران یعنی تو شوخی شوخی به من گفتی نفهمم ؟؟ حالا شوخیت شده به من بگی نفهم ؟؟؟ (با حالت گودزیلا مانند )کامران میای بریم خونه عموم یا نه ؟؟ اگر دوس نداری بگو ؟؟دوس ندارم مجبورت کنم 
من : عزیزم حالا که دوس نداری مجبورم کنی حقیقتش دوس ندارم بیام . 
نفس : کامران ؟؟
من : جان دلم ؟؟؟ 
نفس : پا میشیییییی میایییییییی یا بیاممممممم چکیت کنم ببرمت 
من : o_0 هر چی فکر میکنم میبنم دوس دارم بیام نفس : آفرین آفرین موش کوچولوم عاشقتم عجیقم 
من : اهوم اهوم اهوم 
نفس : کامران داری گریه میکنی ؟؟
من :( با گریه) اشک شوقه ، چقدر دلم واسه عمو تنگ شده بود . 
نفس : دوست دارم منتظرم خدافظ کوچولو 
بابام و داداشم : o_0 0_o 
بابام : پاشو گم شو بیرون موش کوچولوش تا نیومده خونه رو رو سرمون خراب نکرده