خوبی بادبادک اینه که
میدونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده
ولی بازم تو آسمون میرقصه و میخنده . . .
_________________
با کسی زندگی کن که مجبور نباشی
یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی . . .
_________________
انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست ؛
بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد . . .
_________________
مردمی که گل ها را دوست میدارند خود از آن گل ها دوست داشتنی ترند . . .
بقیه در ادامه ی مطلب
شیطان عصر عاشورا دست بر دست می کوبید و میگفت عجب اشتباهی کردم که این جماعت نابخرد را تحریک به قتل حسین(ع) کردم
شیطانک ها گفتند؛ تو قسم خورده بودی جهنمی کنی انسان را که کردی، چرا ناراحتی؟
گفت: چندین تن جهنمی شدند اما از امروزاز صدقه سر شفاعت حسین میلیاردها انسان بهشتی می شوند...
حسین باب درهای رحمت را گشود
رابطه حکمت خداوند با عدل
از تامل در معنای حکمت عملی مبنی بر تنزه خداوند از انجام افعال ناروا روشن میشود که صفت عدل از لوازم آن است. به عبارت دیگر چون خداوند سبحان حکیم است، هیچ کار زشتی انجام نمیدهد و از آنجا که ظلم یکی از نمونههای عمل زشت و قبیح است در نتیجه خداوند هیچ ظلمی انجام نمیدهد و همه کارهای خداوند عادلانه است.
امتناع تکلیف بما لا یطاق
متکلمان عدلیه ( شیعه و معتزله ) معتقدند تکلیف بما لا یطاق ( یعنی مکلف نمودن فرد به آنچه که توانایی انجام آن را ندارد) از نظر عقل امری زشت و نارواست و از آنجا که خداوند حکیم بوده و صدور فعل ناروا از او محال است هرگز کسی را تکلیف بمالایطاق نمیکند چنانکه علامه حلی میگوید:« بر پایه اصل حکمت محال است خداوند فردی را که توانایی انجام کاری را ندارد بر انجام آن تکلیف نماید. »
وجوب لطف بر خداوند
لطف در اصطلاح متکلمان عبارت از فعلی است که انجام آن از طرف خداوند مکلف را به انجام طاعت و ترک معصیت برمیانگیزد. مهمترین برهان وجوب لطف، اصل حکمت الهی است. خواجه نصیرالدین طوسی در این باره مینویسد:« دلیل بر وجوب لطف این است که تحقق غرض (خداوند) متوقف بر آن است. »
توضیح اینکه بر اساس پذیرش اصل حکمت خداوند، موجودات برای هدفی خلق شدهاند چنانکه در قرآن فرمود:« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ». بنابراین از آنجا که خداوند سبحان کار عبث و بیهوده انجام نمیدهد و همه افعال او غایتمند است، لازم است برای نیل انسانها به غایت و هدف مطلوب خود، همه لوازم و زمینههای مناسب را مهیا فرماید و این چیزی جز قاعده لطف نیست.
مختار بودن انسان
از دیگر نتایج پذیرش اصل حکمت الهی مختار بودن انسان در افعال خویش است. زیرا تکلیف نمودن انسان مجبور و ستایش یا نکوهش ( پاداش و عذاب ) او بر کاری که بر انجام آن مجبور بوده است از نظر عقل و عقلا امری قبیح و نارواست. در حالیکه بر اساس اصل حکمت، خداوند فعل قبیح و ناروا انجام نمیدهد بنابراین انسان در انجام افعال خویش مختار است و نه مجبور.
منبع:پژوهشکده باقزالعلوم
با عرض سلام و تشکر از همراهی شما عزیزان در قسمت قبل با تعریف اعتیاد و چرایی لزوم درمان آن آشنا شدیم سپس چند روش ترک اعتیاد را شرح دادیم تا رسیدیم به روش درمانی جمعیت احیای انسانی کنگره60 تا حدی با صورت مسئله اعتیاد آشنا شدیم و فهمیدیم به اعتقاد کنگره60 بیماری اعتیاد مثلثی است که اضلاع آن را جسم، روان و جهانبینی تشکیل میدهند که در بخش اول با جسم و روان آشنا شدیم و موضوع جهانبینی به این قسمت موکول شد ولی قبل از پرداختن به این موضوع این را یادآور می شوم که هدف از این نوشته نفی یا زیر سؤال بردن هیچ نهاد و متد فعال در این حوضه نیست بلکه فقط با استفاده از تجربه بیش از ده هزار درمان شده بدون وسوسه سعی در ارائه بهترین راه برای افراد خواهان رهایی از اعتیاد شده است
تعریف جهانبینی: همان طور که از نام جهانبینی مشخص است جهانبینی به معنای نوع نگاه افراد به جان است که در افراد مختلف متفاوت میباشد برای مثال یک جنین تمام جهان را شکم مادرش میداند و زمانی که به دنیا میاید احساس میکند تمام دنیایش را از او گرفتهاند و ترس تمام وجود او را فرامیگیرد و به دنبال جایگزینی برای چیزی که از دست داده میگردد و اینجاست که آغوش مادر جایی برای آرامش او میشود و از آن به بعد او همه چیز را در پیوند محبتش با مادر میبیند و بالطبع شیر مادرش یکی از نقاط اتصال او با مادر است تا زمان دو سالگی که این نقطه اتصال از بین می رود به خاطر همین وابستگی فکری و جهانبینی است که کودک در برابر این عمل مقاومت نشان میدهد و زمانی که شکست خورد باز هم دچار آشفتگی میشود و با جایگزین کردن یک عمل دیگر جهانبینیاش را تغییر میدهد و این جایگزین کردنها را در هر دوره زندگی به فراخور انجام میدهد و از دست دادن یک چیز مادی را که جهان و هدفش را در آن میدید با جایگزینی یک ماده دیگر جبران میکند
یکی از این جایگزینیها جایگزین کردن مواد مخدر است همان طور که در قسمت قبل گفتیم خداوند در قران به جای واژه مشروب و مواد مخدر از واژه خمر به معنای پرده و حجابی که روی افکار فرد کشیده میشود یاد میکند یعنی افرادی که از لحاظ فکری و جهانبینی به چیزی وابسته بودهاند و در اثر از دست دادن آن رو به صرف مواد مخدر و مشروبات الکلی میاورند تا آن مواد مانند پردهای روی افکارشان کشیده شود و آنها همه چیز را فراموش کنند بنابراین اگر حتی سیستم شبه افیونی فرد مصرفکننده بازسازی شود اما جهانبینی وی درست نشود درمان اعتیاد به صورت کامل صورت نگرفته و احتمال بازگشت فرد به اعتیاد بسیار بالاست از همین رو اعتقاد کنگره60 بر این است که 95 درصد بار درمان اعتیاد را مسئله جهانبینی شکل میدهد
در کنگره60 به فرد مصرفکننده خواهان رهایی مسافر اطلاق میشود که سه سفر را در پیش رو دارد:
سفر اول: از آغاز درمان تا بازسازی سیستم شبه افیونی بدن که حدود یازده ماه طول میکشد
سفر دوم: از بازسازی سیستم شبه افیونی و قطع مواد تا رسیدن به خود (خودشناسی) که پایان آن مشخص نیست
سفر سوم: از رسیدن به خود تا رسیدن به خدا(خداشناسی) که هیچوقت پایان ندارد
که برای درمان قطعی اعتیاد انجام سفر اول و دوم ضروری است . با آغاز سفر اول آموزشهای جهانبینی نیز شروع میشود و فرد شناخت مواد مخدر را از سویی و شناخت انسان را از سوی دیگر و تأثیر مواد مخدر روی انسان را فرامیگیرد و با بالا رفتن سطح آگاهیاش کاهش مواد مصرفی برایش آسان میشود به نحوی که گفته میشود برای کم کردن یک پنجم مواد و داروی مصرفی باید یک پنجم به داناییفرد اضافه شود به نحوی که با پایان سفر اول داناییفرد نیز به حد قابل قبولی میرسد اما در سفر دوم شخص به سطح دانایی بالاتری در مورد انسان و مواد پیرامون خود به صورت کلی دست میابد و میاموزد که تمام مواد موجود در این جهان دارای دو صورت مختلف هستند یکی مفید و یکی هم مخرب و انسان با شناخت باطنی خودش یاد میگیرد که با تبعیت از خواستههای معقول خودش از مواد پیرامون در جهت مثبت و مفید استفاده کند که نمونه بارز این استفاده صحیح از مواد استفاده از تریاک به عنوان داروی شفابخش است درحالیکه همین تریاک زندگی بسیاری از افراد را به نابودی کشانده است یکی دیگر از آموزشهای جهانبینی نحوه مواجهشدن با مشکلات موجود در زندگی است چون قدر مسلم هر زندگی ای همواره دچار مشکلاتی بوده ، هست و خواهد بود اما آنچه که مهم است نحوه برخورد انسانها با مشکلات است چون یکی از دلایل عمده گرایش افراد به مصرف مواد مخدر فرار از همین مشکلات است درحالیکه در آموزشهای جهانبینی انسان با توجه به شناخت هدف زندگی متوجه این موضوع میشود که مشکلات وسیلهای هستند تا انسان با روبرو شدن با آنها به هدف و غایت اصلی خلقتش دست یابد
به طور کلی آموزشهای جهانبینی کنگره 60 یک هدف را دنبال میکند و آن دستیابی انسان به یک آرامش درونی است و هر کس که به این آرامش دست یابد دیگر نیازی به مصرف مواد مخدر به عنوان یک آرامشدهنده ویرانگر نخواهد داشت و این میسر نمیشود مگر با حضور در کلاسهای آموزش جهانبینی
با احترام و تشکر فراوان از جناب میلاد عیدی