نوزدهم دی ماه، بیست و هشتمین سالروز شهادت فرمانده دلاور گردان کوثر؛ شهید حاج محمدعلی صادقی است. به همین مناسبت نگاه می اندازیم به خاطراتی از این شهید دلاور و بخشی از وصیتنامه وی!
یادی از فرمانده کاشمری گردان کوثر، سردار شهید حاج محمد علی صادقی؛
گرمای چایی امام!
نوزدهم دی ماه، بیست و هشتمین سالروز شهادت فرمانده دلاور گردان کوثر؛ شهید حاج محمدعلی صادقی است. به همین مناسبت نگاه می اندازیم به خاطراتی از این شهید دلاور و بخشی از وصیتنامه وی!
نوشیدن چای از دست امام!
می گفت هنوز گرمی آن چایی که از دستان امام خوردم را در تمام وجودم احساس می کنم!
دوربین گردان (PTZ) آی پی وایرلس 355 درجه چرخش تنظیم خودکار چرخش دید در شب دارای میکروفن دارای اسپیکر قابلیت اتصال به موبایل و صحبت از طریق دوربین با محیط با 3 مدل کیفیت تصویر بسیار مناسب دفتر و شرکت های کوچک ساخته شده برای محیط داخل کیفیت ساخت مرغوب قابلیت استفاده در اتاق نوزادان […]
The post دوربین گردان (PTZ) appeared first on آگهی24 | آگهی رایگان | تبلیغات رایگان.
لب تشنه آل الله را در آب دیدم
دیدم مهی را درکنار آب تشنه
اندر کمینش روبهان با تیغ و دشنه
دیدم که زینب با برادر راز می گفت
ناگفته های کوچه بهرش باز می گفت
دیدم که طفلی میخورد پستان بی شیر
آماده می شد از برای جنگ با تیر
دیدم که اکبر در کنار خیمه تنهاست
دشمن گمان می کرد پیغمبر به صحراست
دیدم رقیه گیسویش را شانه می کرد
کم کم درون سینه اش غم خانه می کرد
دیدم که زینب در دلش دلواپسی بود
ترسش جدایی از حسین و بی کسی بود
دیدم که زهرا از حسینش یاد می کرد
فریاد و از بی رحمی صیاد می کرد
دیدم زمین و آسمان با هم یکی بود
فرزند زهرا در غریبی دل غمین بود
دیدم که زینب سینه بوده پر شراره
در خاطرش بگذشت گوش و گوشواره
دیدم که دشمن مشک را کرده نشانه
تا گیرد از عباس آبی بی کرانه
دیدم که اصغر آب را کرده بهانه
تا جان دهد در راه آقای زمانه
دیدم که لبها از عطش بی تاب گشته
عباس آب آور ز خجلت آب گشته
دیدم زمین و نه فلک دریای خون بود
زینب ز حجر لیلیش اندر جنون بود
دیدم که آتش درمیان خیمه ها بود
دیدم که سرها هم چو گل بر نیزه ها بود
دیدم زمین و آسمان گشته است نیلی
دیدم سه ساله دختری خورده است سیلی
دیدم که دامان یتیمی شعله ور بود
چشمان ناز کودکی از گریه تر بود
دیدم مسیحا چهره ای بر روی نی بود
زینب دو چشمش خیره بر بالای نی بود
دیگر ز خجلت روز هم تاریک میشد
کم کم غروب بی کسی نزدیک میشد
دیدم که زینب حامل زنجیر گشته
بهر یتیمان با عدو در گیر گشته
شب شد زمانه غربت و تاریکی وغم
پشت سه ساله از غم بابا شده خم
زینب سفر را بی حسین آغاز می کرد
بادست خود باب ولا را باز می کرد
اینان که خواندم گوشه ای از کربلا بود
تنها خدا داند چه در دشت بلا بود
شرح غم وحجران زینب با حسین است
دلهای شیعه مست از جام حسین است
یارب دلم را پر ز عطر یاس گردان
من را گدای حضرت عباس گردان
محمد یزدانجو
وارد کننده و توزیع کننده انواع رول آپ های ثابت و گردان مشتمل بر : رول آپ پایه استیل رول آپ x1 رول آپ x2 رول آپ چوبی رول آپ پایه پهن رول آپ دوطرفه با قابلیت نصب دورو چاپ رول آپ آویزی گردان رول آپ گردان زمینی رول آپ گردان سقفی رول آپ رومیزی […]
The post فروش فوق العاده انواع رول آپ appeared first on آگهی24 | آگهی رایگان | تبلیغات رایگان.